فروردین ۱۷، ۱۳۸۸
فروردین ۱۴، ۱۳۸۸
بهمن ۳۰، ۱۳۸۷
بهمن ۰۸، ۱۳۸۷
كي به كيه؟؟
يه جا خوندم كه نوشته بود:" و جغرافيا را به آتش ميكشند تا تاريخ بسازند." اما حالا ميبينم تاريخ رو به گند ميكشند تا به آتيش كشيدن جغرافيا رو توجيه كنند.
بهمن ۰۵، ۱۳۸۷
دی ۲۴، ۱۳۸۷
آذر ۲۲، ۱۳۸۷
پس از راي نياوردن يک کانديداي رياست جمهوري که در زمان رياست خودش را وقف مردم کرده بود
خفه شيد مردم نماها با همه هفتاد ميليونتون هستم!!
آبان ۲۲، ۱۳۸۷
برنامه نود
داور مسابقه: خدا هم شاهده که من همچين چيزي رو نگفتم...
فردوسي پور: اتفاقا ما الان ارتباط تلفني مون با خدا برقرار هستش. خدا جون آيا....
آبان ۰۵، ۱۳۸۷
مهر ۲۷، ۱۳۸۷
اختلاطی دوستانه با بندگانمان
و آنگاه که شب پتوهايتان را کنار زديم ....اگر دين نداريد لااقل پشم هايتان را بزنيد لامصب ها!
مهر ۲۳، ۱۳۸۷
اندي!!!
+ تو تنها کسي که راز منو ميدوني...
_ ببخشيد اندي جون من دهن لق نيستم ولي قضيه شنبول کوچيکتو مامانم اينا هم فهميدن!
مهر ۰۵، ۱۳۸۷
شهریور ۳۰، ۱۳۸۷
تورو خدا مارو باش
حالا هي تو سر همديگه بزنيد که دوست مردم فلان کشور هستيم يا نيستيم ......ملت کشورهاي ديگه هم چه قدر محتاج به دوستي ابرقدرتي مثل شما!
شهریور ۲۷، ۱۳۸۷
شهریور ۲۶، ۱۳۸۷
نفرين نامه
+ الهي مجبور بشي همه سريالهاي ماه رمضونو از اول تا آخرببيني...
_ الهي تو هم مجبور بشي قيافه بازيگرهاي سريال حضرت يوسفو به مدت چند ساعت به صورت کلوزاپ ببيني.....ايشالله کاخ آرزوهات در و ديوارش مثل کاخ عزيز مصر تو اين سريال از حلبي کهنه و مقوا باشه تا به کوچکترين باد نابجايي رو سرت خراب بشه...ايشا لله يه بچه لوس و نچسب مثل بازيگر بچگيهاي يوسف گيرت بياد تا همون دو سه سالگيش بندازيش تو چاه در چاهو هم گل بگيري...ايشالله شوهرت مثل يعقوب پيامبر هيچ زني رو تو شهرتون مجرد باقي نذاره سرت شونصد تا هوو بياره ...ايشالله مجبور شي مثل زليخا ...
+ آقا بگم غلط کردم بي خيال ميشي؟!!
فرج آقا را نزديک مي کنيم تا مردم از دست اين فرج رهايي يابند
و آن زمان که ما داستان يوسف را احسن القصص کرديم چه مي دانستيم که اين فرج خان اينگونه زشت و پلشت اين داستان را به تصوير ميکشد به گونه اي که خودمان هم حالمان از اين داستان بد شود....
شهریور ۱۹، ۱۳۸۷
ياد صدر اسلام به خير
اگر مردم توده توده همچون شتر نمي دونم چي چي از هر سو به من راي نمي دادند عمرا اين مسئوليت خطير رو قبول نمي کردم به جون شما......
مرداد ۲۲، ۱۳۸۷
مرداد ۱۹، ۱۳۸۷
تیر ۲۹، ۱۳۸۷
تیر ۲۳، ۱۳۸۷
مکالمه اي در ديار باقي
+ ديشب واست با پست سفارشي يه فاتحه اومده بود....پستچي ميگفت از طرف خانمت تو اون دنياست ....بايد فکرشو ميکردم توي خائن تو اون دنيا هم زن گرفته بودي
- اه ه ه ه ....... صددفعه گفتم با اسم خودت فاتحه نفرست مگه تو کله اش ميره الدنگ